نظر شما درباره پایگاه علمی فرهنگی تجلی اعظم



بسیار خوب46.26%
خوب12.84%
متوسط9.07%
ضعیف31.83%
 
 
بازدیدکنندگان امروز:67
بازدیدکنندگان دیروز:177
بازدیدکنندگان کل:77951
اعضای آنلاین:2
نمایش جزئیات
 
 

 
  زندگی نامه
حضرت علامه محمدحسین طباطبائی
رحمه الله علیه
 
 

مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبايى(ره) در شرح حال خود می فرمايد:

من در خاندان علمى در شهر تبريزكه از زمانهاى دور شهرت علمى پيدا كرده متولد شدم، در پنج سالگى مادرم را و در نه سالگى پدرم را از دست دادم، واز همان كودكى درد يتيم بودن را احساس نمودم ولى خداوند متعال بر ما منت نهاد و زندگى را از نظر مادى بر ما آسان نمود، وصى پدرم به منظور عمل به وصيت آن مرحوم از من و برادر كوچكترم مواظبت می كرد و با اخلاقى نيكو و اسلامى از ما نگهدارى مى كرد با اينكه همسرش از ما بچه هاى كوچك مراقبت مى كرد خادمى را نيز به اين منظور استخدام كرد.

مدتى از عمرمان كه گذشت به مدرسه راه يافتيم و زير نظر معلم خصوصى كه هر روز به منزل ما مى آمد به آموختن زبان فارسى و آداب آن و درسهاى ديگر ابتدايى پرداختيم و پس از شش سال از آن درسها فارغ شديم. در آن زمان براى درسهاى ابتدايى برنامه مشخصى وجود نداشت بلكه هنگام ورود دانش آموز به مدرسه برنامه اى به صورت مقطعى تهيه مى شد و هر كسى بر حسب ذوق و استعداد خود تعليم مى ديد. من درس قرآن كريم (كه پيش از هر چيز آموزش داده مى شد) و «گلستان » و«بوستان »، سعدى شيرازى،«نصاب الصبيان »، «انوار سهيلى »، «اخلاق مصور»، «تاريخ » معجم »، «منشئات اميرنظام » و «ارشادالحساب » رابه پايان برديم.

اينگونه بود كه بخش اول تحصيلات من به پايان رسيد. سپس به فرا گرفتن علوم دينى و زبان عربى پرداختيم و بعد از هفت سال متنهاى آموزشى را كه آن زمان در حوزه علميه مرسوم بود فرا گرفتيم، در طى اين مدت، در علم صرف و اشتقاق كتابهاى: «امثلة »، «صرف مير» و «تصريف » درنحو كتابهاى: «العوامل في النحو»، «انموذج »، «صمدية »، «الفية ابن مالك » همراه با« شرح سيوطى » و كتاب «نحو جامى »،«مغني اللبيب » ابن هشام، در معانى و بيان: كتاب «المطول » تفتازانى، در فقه: «الروضة البهية » معروف به شرح لمعه شهيد ثانى، «مكاسب » شيخ انصارى، در اصول فقه: كتابهاى «المعالم في اصول الفقه » شيخ زين ن،«قوانين الاصول » ميرزاى قمى، «رسائل » شيخ انصارى، «كفاية الاصول » آيت الله آخوند خراسانى، در منطق: كتابهاى «الكبرى في المنطق »، «الحاشية »، «شرح الشمسية »، در فلسفه: «الاشارات و التنبيهات » ابن سينا، در كلام:«كشف المراد» خواجه نصيرالدين را خواندم و اين گونه بود كه متنهاى درس غير از فلسفه متعاليه و عرفان را به اتمام رساندم.

براى تكميل درسهاى اسلامى خود به نجف اشرف مشرف شدم و در درس استاد آيت الله شيخ محمد حسين اصفهانى حضور پيدا كردم. همچنين به مدت شش سال متوالى خارج اصول فقه را خواندم، در طى اين مدت درسهاى عالى فقه شيعى را نزد استادمان آيت الله نائينى تحصيل كردم و نزد آن بزرگوار دوره كامل خارج اصول فقه را نيز به مدت هشت سال نزد آن بزرگوار به پايان بردم، و در كليات علم رجال نزد مرحوم آيت الله حجت كوهكمرى درس خواندم.

استاد من در فلسفه اسلامى، حكيم اسلامى سيد حسين بادكوبه اى بود كه نزد آن حضرت كتابهاى منظومه سبزوارى، اسفار و مشاعر سبزوارى، اسفار و مشاعر ملاصدرا، شفاء ابن سينا، كتاب اثولجياى ارسطو، تمهيد القواعدابن تركه و اخلاق ابن مسكويه را خواندم.

استاد بادكوبه اى ضمن ابراز علاقه وافر به بنده خود بر درسهايم اشراف كامل داشت و سعى مى نمود كه ريشه هاى تربيت را در اعماق وجود من مستحكم سازد و همواره مرا به مدارج انديشه و راههاى استدلال راهنمايى مى فرمود، تااينكه در طرز تفكر خود بر آن روش خو گرفتم سپس به من فرمود تا در درس استاد هيئت و نجوم سيد ابوالقاسم خوانسارى حاضر شوم. من نيز نزد او دوره كامل رياضيات عالى و علم هندسه در هر دو بخش: هندسه فضائى و هندسه مسطحه و جبر استدلالى (جبر گزاره) را خواندم.

سپس به علت نابسامانى وضع اقتصادى به ناچار به وطن خود بازگشته و در شهر تبريز زادگاه خود منزل گزيدم، درآنجا بيش از ده سال اقامت كردم و در واقع آن روزها روزهاى سياهى در زندگى من بود زيرا به علت نياز شديد مادى كه براى گذراندن زندگى داشتيم از تفكر و درس دور گشته و به كشاورزى مشغول شدم،

زمانى كه در آنجا بودم احساس مى كردم كه عمرم تلف مى شود فقر و تهيدستى روح مرا تيره و تار نموده و ابرهاى درد و رنج بر روى من سايه مى گستراندند، چرا كه از درس و تفكر دور بودم، تا اينكه ديده خود را بر وضع زندگيمان بستم و شهر تبريز را به مقصدشهر مقدس قم ترك گفتم.

                                                    1  2

 
 
كپي رايت © 1389 - پايگاه علمي، فرهنگی تجلّی ملکوت - مرجع آثار حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملي (حفظه الله)