نظر شما درباره پایگاه علمی فرهنگی تجلی اعظم



بسیار خوب46.26%
خوب12.84%
متوسط9.07%
ضعیف31.83%
 
 
بازدیدکنندگان امروز:67
بازدیدکنندگان دیروز:177
بازدیدکنندگان کل:77951
اعضای آنلاین:2
نمایش جزئیات
 
 

 
  زندگینامه
حضرت علامه ذوالفنون ابوالحسن شعرانی
رحمه الله علیه
 
  در تذكرة الاولياي عطار نيشابوري، در حكايتي لطيف و ظريف چنين آمده: "آن هنگام كه يوسف صديق را در بازار برده‏ فروشان به مزايده گذارده بودند و بهاي او به ده برابر وزنش طلا رسيده بود، پيرزني با چند بسته و ريسماني كه رشته بود به‏ ميان جمع آمد و فرياد زد كه "اي دلاّل كنعاني فروش" اين ده بسته ريسمان را از من بستان و يوسف را به من ده! مرد فروشنده خنديد و گفت: اي زن اين درّ يتيم در خور تو نيســت. صد گنج بهاي اين جوان است تو با ده كلاف ريسمان چه انتظار داري؟ در جواب او:
پير زن گفتا كه دانستم يقين *** كاين پسر را كس نه بفروشد بدين
ليك اينم بس كه چه دشمن چه دوست *** گويد اين زن از خريداران اوست
غرض اينكه من نيز چون آن زن با اندك سواد خويش سعي در سخن راندن از بزرگمردي كردم كه اسوه فقه و فقاهت، دين و ديانت و اسطوره اخلاق است. و اين مهّم ميسّر نيست با زبان الكن و قلم نارساي من؛ چرا كه به قول ملاّي روم:
در نيابد حال پخته هيچ خام  *** پس سخن كوتاه بايد والسّلام!
حضرت علامه ذوالفنون، حكيم متأله حاج ميرزا ابوالحسن شعراني فرزند مرحوم حاج شيخ محمد و از نوادگان ملا فتح الله كاشاني صاحب تفسير منهج الصادقين به سال 1320 هجري ـ قمري در شهر تهران ديده به جهان گشود و در بيت علم و فضيلت و تقوا رشد و نمو كرد. در كودكي و نوجواني، قرآن، تجويد و ادبيات عرب را نزد پدر فراگرفت و كتب رايج در رشته‏هاي مختلف را در محضر علماي قم و تهران بخصوص مدرّسان مدرسه فخريه(مروي) فراگرفت.
ايشان در تهران ضمن اقامه نماز جماعت در مسجد ملاابوالحسن (جدّ ايشان) به بيان معارف اسلامي براي مردم پرداخته و عمر خود را به مطالعه، تحقيق، تأليف و تدريس گذراند و در حدود سي‏سال حوزه درس داشت.
مرحوم علامه شعراني نمونه پايداري در كسب علم و جامعيت در علوم مختلف و تعليم آن به ديگران بود. وسعت و عمق علمي‏شان از دروسي كه در طي ساليان متمادي تدريس مي‏كردند، بخوبي واضح است؛ چنانچه هيأت فلاماريون را از فرانسه به فارسي ترجمه كردند و براي جمعي درس گفتند. مرحوم سيد حسن مدرس « رحمه ‏الله » دستور دادند كه ايشان در مدرسه عالي سپهسالار رياضي تدريس كنند.
نكته قابل توجه اين است كه درس استاد منحصر به خواص و شاگردان نبود؛ بلكه در جلسات متعددي به بيان اصول و احكام و اخلاق ديني و رفع شبهات مي‏ پرداختند. در مورد روش تدريس و بيان استاد چنين آمده: آيت الله شعراني مطالب عالي علمي را تنزل مي‏دادند تا همگان بتوانند از مواهب دانش كه خدا نصيب ايشان كرده بهره‏ مند گردند و شاگردان آن عالم عاليقدر با مثالهايي كه به خود استاد اختصاص داشت، مطالب علمي را بخوبي درك مي‏كردند.

ديگر ويژگي‏هاي علمي و اخلاقي علامه شعراني!
شاگردان فاضل استاد خاطرات بسياري حاكي از صفاي دروني و سادگي و خوش خلقي و پايداري در تعليم و تعلّم و بي‏پيرايگي ايشان در عين فراست و دقت نقل مي‏كنند. اما آنچه معرف پارسايي و تواضع و صفا و اخلاص علامه شعراني به اهل بيت مي‏باشد، مقدمه ايشان بر ترجمه كتاب "نفس المهموم" است كه به نقل آن مي‏پردازيم: "اما بعد چنين گويد اين بنده فاني ابوالحسن بن محمدبن غلامحسين بن ابي الحسن المدعو بالشعراني كه چون عهد شباب به تحصيل علوم و حفظ اصطلاحات و رسوم بگذشت و اقتدائا به اسلافي الصالحين من عهد صاحب منهج الصادقين از هر علمي بهره گرفتم و از هر خرمني خوشه برداشتم، گاهي به مطالعه كتب ادب از عجم و عرب و زماني به دراست اشارات و اسفار و زماني به تتبع تفاسير و اخبار، وقتي به تفسير و تحشيه كتب فقه و اصول و گاهي به تعمق در مسائل رياضي و معقول تا آن عهد به سر آمد.
لقد طفت في تلك المعاهد كلّها
و سرحت طرفي بين تلك المعالم
ساليان دراز، شب بيدار و روز در تكرار هميشه ملازم دفاتر و كراريس و پيوسته مرافق اقلام و قراطيس، ناگهان سروش غيب در گوش، اين ندا داد كه علم براي معرفت است و معرفت بذر عمل وطاعت‏و طاعت‏بي‏اخلاص‏نشود و اين همه ميسر نگردد مگر به توفيق خدا و توسل به اوليا؛ مشغولي تا چند؟!
علم چندانكه بيشتر خواني
چون عمل در تو نيست ناداني
شتاب بايد كرد و معاد را زادي فراهم ساخت! زود بر چتر كه آفتاب برآمد و كاروان رفت؛ تا يقيني باقي است و نيرو تمام از دست نشده، توسلي جوي و خدمتي كن... ."
شاخصهاي علمي علامه شعراني
مرحوم علامه شعراني در ابعاد مختلف دين داراي آثار گسترده و قابل توجهي بودند و ما در اينجا تيمنا به‏ذكر پاره‏اي از اين آثار مي‏پردازيم.
با استناد به بخش تعليقات علامه شعراني بر شرح اصول كافي كه اثر ملا صالح مازندراني است ، شاخصهاي علمي كه ذيلاً شرح آن مي‏آيد، در زمينه مبادي روش‏هاي كلامي و دين‏شناسي از شيوه كلي تعليقات و نحوه برداشت‏هاي ايشان انتزاع شده و گاه نيز خود به آنها تصريح نموده‏اند. و در ساير رشته‏ها نيز نياز به فحص و تحقيق جداگانه براي بيان شاخصه‏هاي علمي ايشان است.
1ـ وسعت گستردگي معلومات :
امتياز برجسته مرحوم شعراني اين است كه ايشان از معدود افراد جامع بين معقول و منقول در قرن اخير و حتي صاحب نظر در علومي چون نجوم، رياضي و طب بوده‏اند. اين جامعيت و وسعت معلومات براي اسلام‏شناسي امتيازي مهم محسوب مي‏شود. به عنوان نمونه مي‏توان به شرح اصول كافي ، جلد سوم، صفحات 69ـ76 رجوع شود كه ايشان از يك حديث سه سطري حدود شش برهان بر اثبات وجود حق تعالي استنتاج نموده و نيز در صفحات 369 تا 383 شرح حديث اول از باب حدوث الاسماء كه كيفيت ظهور اسماء الهي را تبيين نموده‏اند.
2ـ دقت و تعمّق:
مرحوم علامه شعراني را مي‏توان در دقت و تعمق در مسائل علمي و آيات قرآن و روايات اهل بيت جزء معدود افرادي دانست كه با وجود سعه علمي و گستردگي اطلاعات به هنگام تحليل و استنتاج لوازم از ملزومات توانايي و ابداع خاصي برخوردارند.
3ـ روحيه نقادي:
روحيه حق‏طلبي مرحوم شعراني كه جز با بررسي و نقادي منصفانه آرا حاصل نمي‏شد، ايشان را به نكاتي دقيق و راهگشا در زمينه‏هاي علوم عقلي و نقلي و نيز فهم آيات و روايات رهنمون مي‏گشت و احترام بسيار ايشان به علما، هيچ‏گاه مانع از نقادي آثار و آراي آنان نمي‏شد؛ چرا كه ادامه حيات علم را در تحرّي حقيقت و تمييز صحيح از سقيم مي‏ديدند.
4ـ شرح صدر و تقواي علمي:
مرحوم شعراني واجد خصلت انصاف و تقواي علمي بود. اولين سعي او در فهم هرچه بهتر نظريات ديگران و استدلالهاي آنان بود و آنگاه به تجزيه و تحليل منطقي به دور از هرگونه تعصب خام و جهت‏گيري و رأي استدلالي مي‏پرداخت و گاه در طرح دقيق ادله مخالفان، از خود آنها فراتر مي‏رفت و ابتدا ادله را استحكام مي‏بخشيد، سپس به بررسي و نقد و قبول يا رد آنها مي‏پرداخت.
ايشان در مقام تحقيق در عقايد يك دين يا نحله خاص تنها به مسموعات و منقولات درجه دوم اكتفا نمي‏نمود و خود به منابع دست اول رجوع مي‏كرد و با تسلطي كه بر چند زبان زنده دنيا داشتند حتي الامكان منابع اصلي را مورد مطالعه و بررسي قرار مي‏دادند. ايشان در مذمت به كار بردن حربه تكفير در شرح اصول كافي چنين مي‏فرمايند: "تكفير توسط اهل ظاهر مصيبتي است كه مسلمانها در اكثر زمانها به جهت اغواي شيطان به آن مبتلا بوده‏اند تا اينكه چهره دين را نزد ملحدان مشوه ساخته و علما را از تجهيز و مهارت در دفع شبهات منكرين بازداشته تا نتوانند مبادي عقايد را محكم نمايند."
5ـ روشن بيني و قدرت درك مفاهيم و موضوعات جديد:
كنجكاوي فطري علامه شعراني و ديد روشن ايشان در درك و فهم علوم بشري علاوه بر علوم ديني همراه با آشنايي به چندين زبان زنده دنيا ديدگاه و نظرگاه جديدي را در بينش ايشان به وجود آورده بود بطوري كه در بيان مفاهيم اسلامي گاه از نتايج علوم روز و نظريات علمي استفاده مي‏نمودند و گاهي نيز براي توضيح آيه يا روايتي و يا جهت تبيين فلسفه احكام فردي يا اجتماعي اسلام از تحليلهاي تاريخي جامعه‏شناسي يا روان‏شناسي يا اقتصادي استفاده مي‏كردند. البته دقت و وسواس علمي را براي پرهيز از تفسير به رأي رعايت مي‏فرمودند.
به نقل از شاگردانشان از محسّنات ايشان اين بود كه به فكر و آراي قدما در مسائل فقهي خيلي عنايت داشتند. و عجيب در ولايت متصلّب بودند و در ابتداي كتاب نفس المهموم مرحوم حاج شيخ عباس قمي« رحمه‏الله »كه ترجمه فرمودند با فرمايشاتي خواندني و بياناتي شيرين به پيشگاه اهل بيت ولايت اظهار علاقه، تضرّع و تأدّب نموده‏اند. به درس و بحث و مطالعه و تحقيق نيز عشق بسيار داشتند و اصلاً سر تا پا عشق بودند. شاگردان ايشان نقل مي‏كنند: "چه بسيار براي ما پيش مي‏آمد كه نماز صبح را در مدرسه مروي مي‏خوانديم؛ بين الطلوعين ايشان در منزلشان كفايه مي‏فرمود، كفايه كه تمام مي‏شد بعضيها مي‏نشستند، بعضيها مي‏رفتند. آقاياني براي درس مكاسب ايشان مي‏آمدند. يك نفسي تازه مي‏كرد، براي درس مكاسب مي‏آمد، درس مكاسب گفته مي‏شد، مكاسبيها مي‏رفتند بعد ايشان اسفار مي‏فرمود يا شفا يا اشارات و درس‏هاي فلسفي مي‏گفتند.

                                                    1  2

 
 
كپي رايت © 1389 - پايگاه علمي، فرهنگی تجلّی ملکوت - مرجع آثار حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملي (حفظه الله)