فرزانگان شیعه
با توضیح و تبیین حقایق و انتشار مکارم به رشد جامعه و بالندگی و پویایی انسانها
کمک شایان توجهی کرده و به رغم محرومیتها و مشقّات فراوان عمر با برکت خود را در
راه احیای فضایل صرف نموده اند. آنان مصداق این فرمایش حضرت امام صادق(ع)اند که:
« رحم اللّه
قوما کانوا سراجا و منارا، کانوا دعاة الینا باعمالهم و مجهود طاقتهم» .
یعنی خداوند
رحمت خویش را شامل حال افرادی نماید که چون چراغ فروزان و مشعل منور راه دیگران را
روشن ساخته اند و با کردار خویش مردمان را به طریق ما فرا خواندند و با تمامی توان
حق را معرفی کردند.
« حکیم میرزا
مهدی الهی قمشه ای» از تبار چنین فرزانگانی است که از قله توحید و کوهستان
یکتاپرستی جویبارهای با صفا و چشمه های پرطرواتی را به سوی دشت انسانیت جاری ساخت
تا درستی و راستی و فضیلت در سرزمین تشنه معرفت به شکوفایی و باروری رسد.
این عارف
ربانی و مفسر و مترجم قرآن که آیت حق و اسوه وارستگی و اخلاص شناخته می شود در آثار
منظوم و منثورش الهام از معارف قرآنی و احادیث خاندان عصمت(ع) مشاهده می شود و
نگاشته های نیکویش با پندها و مواعظ و حکم اخلاقی آمیخته و تشنگان اندیشه های ناب
را به سوی مناقب اهل بیت(ع) و سیره سرشار از معنویت ایشان توجه می دهد و فرهنگ
پرفروغ آن ستارگان آسمانی را با جانها و روان ها به صورتی جذاب در می آمیزد و خردها
و فطرتها را با حکمتهای عالی تشیع آشنایی می دهد.
نیاکان، خاندان
و خانواده
اجداد حکیم
میرزا مهدی الهی قمشه ای از سادات بحرین و از بزرگان علم و معرفت و حافظان قرآن به
شمار می رفته اند. گفته می شود که در دوران حکومت نادرشاه که سادات را تحت شکنجه و
فشارهای شدید قرار می دادند نیاکان حکیم مخفیانه از بحرین به شهرستان قمشه از توابع
استان اصفهان مهاجرت می کنند و سیادت خود را به دلیل اختناق حاکم مخفی می نمایند.
عموزادگان آن حکیم به سیادت صحیح معروفند امّا ایشان احتیاط می کردند.
علامه حسن
زاده آملی می نویسد: آن بزرگوار از سادات بحرین و از بیت علم و عرفان و زهد و تقوا
بود. بارها به این بنده می فرمود: اصلا از سادات بحرینم ولی چون در کسوت متعارف
فعلی شناخته شده ام از تبدیل عمامه سفید به سیاه خودداری می کنم!
حکیم الهی
قمشه ای در شرح حال منظومی که برای خود گفته به این مسأله اشاره دارد:
نیاکان بُوَدم
از سادات بحرین ز حفّاظ قرآن قرّاء دفتر
زمانه
خواندشان در شهر قمشه بدور نادر آن مرد دلاور
دست خطی از آن
مرحوم بر جای مانده که سلسله شریف خاندانش را برای برادرزاده اش به صورت ذیل به
نگارش در آورده است:
« میرزا مهدی
بن حاج ملاابوالحسن بن حاج عبدالمجید بن حاج محمدرضا بن حاج عبدالملک بن حاج شیخ
جعفر السید البحرینی رحمهم اللّه تعالی» .
پدر بزرگ حکیم
الهی از افراد خوشنام شهرستان قمشه به شمار می رفت که در انجام امور خیر شهرتی به
سزا داشت. آب انبار و پل حاج عبدالحمید و مدرسه علمیه حاج عبدالحمید از باقیات
صالحات ایشان در شهر قمشه است.
وی قبل از
آنکه میرزا مهدی الهی دیده به جهان گشاید طی رؤیایی صادق مشاهده کرده بود که
ملامحمد مهدی ابن ابی الفتوح قمشه ای( از دانشوران در گذشته این دیار) از هودجی از
آسمان بر زمین فرود می آید و به اتاق ایشان وارد می شود. از آن پس ایشان بارها نزد
پدر میرزا مهدی آمده، از عیال وی که در انتظار مولود تازه ای بود عیادت می نمود و
بی صبرانه در انتظار میلاد آن فرزند لحظه شماری می کرد و پیوسته می گفت: « این
نوزاد نامش محمد مهدی است و در زمره علمای بزرگ خواهد گردید» .
سرانجام
انتظارها به سر رسید و در سال 1319قمری و بنا به نقلی بهسال 1320ستاره پرفروغ این
خانواده هویدا گردید. و دوستداران وارستگی را در موجی از شعف و سرور فرو برد. نامش
را مهدی نهادند و بعدها که در خرد و حکمت و تدریس معارف دینی و فرهنگ تشیع سرآمد
اقران گشت و فروغ ایمانش تابیدن گرفت به محی الدین ( زنده کننده معارف دینی) ملقب
گردید و در شرع و ادب تخلص الهی برای خود برگزید. چنانچه خود در بیتی بدین الفاظ
اشاره دارد:
« الهی» طبع و
« مهدی» نام و در عشق
لقب گردید «
محی الدین» منوّر
در محضر اساتید
قمشه، اصفهان، مشهد و تهران
میرزا محمد
مهدی در پنج سالگی به مکتبخانه رفت و تا هفت سالگی مقدمات ادبیات فارسی و عربی را
آموخت و سپس نزد پدر و ادبای شهر قمشه به پیگیری تحصیلات و فراگیری علوم دینی
پرداخت و با وجود خردسالی به دلیل هوش سرشار و برخورداری از حافظه ای قوی، کتب مهم
و مشکل زبان و ادب پارسی و عربی را یاد گرفت و چون ده بهار را پشت سر نهاد « شرح
نظام» را نزد پدر آموخته بود و در پانزده سالگی در ادبیات عرب به درجه ای از
توانایی رسید که شرح نظام نیشابوری، مغنی اللبیب ابن هشام و مطوّل تفتازانی را
تدریس می نمود.
به موجب
ذکاوتی که در وجودش نهفته بود کمتر نیاز می دید که به مرور درسها بپردازد و اوقات
فراغت خویش را برای کمک به معاش خانواده سپری می کرد.
مقدمات فقه و
اصول و حکمت را در شهرضا از ملامحمد هادی فرزانه قمشه ای ( 1385 - 1302ه.ق) و
دیگران بیاموخت. نامبرده در علوم عقلی و نقلی و بی اعتنایی به دنیا و زخارف آن
معروف بود. وی در حکمت، کلام و فلسفه آثار مفیدی دارد. حسین امین جعفری ( 1369 -
1295ه.ق) از فضلایی است که حکیم قمشه ای مجلس درس وی را غنیمت می شمرد. او تحصیلات
مقدماتی و بخشی از علوم اسلامی و آثار فقهی را در وطنش آموخت و در ضمن از تجربیات
علم و دانش های پدری فاضل و مؤمن بهره برد. امّا در فصل شکفتن و به سن چهارده
سالگی، توفان حوادث و امواج بلا به سوی وی یورش آورد و پدر دانشمند و مادر پاک سرشت
خود را از دست داد و در غم فقدان والدین سوگوار گردید.
با وجود
ممانعت برادر بزرگش به شوق تحصیل در اصفهان راهی این شهر شد و در حجره طلبه های
قمشه ای ساکن اصفهان در مدرسه صدر مسکن گزید. در آن جا از محضر شیخ محمد حکیم
خراسانی ( متوفای 1355ه.ق) به مدت یک سال استفاده نمود. حکیم نامبرده از شاگردان
خاص و وارث علم و اخلاق میرزا جهانگیرخان قشقایی ( استاد شهید مدرس) به شمار می
رفت. آیةاللّه سید حسن مدرس صبح ها در مدرسه جده کوچک درس فقه و اصول و عصرهادر
مدرسه جده بزرگ درس منطق و شرح منظومه می گفت. مجلس درس آن شهید در اصفهان بزم محبت
و کلاس تدریس رشادت و استواری و شجاعت بود. حکیم الهی قمشه ای که از این محفل پرفیض
برخوردار بوده است، می گوید: وقتی صبحگاه در محضرش حاضر شده، به بیانش گوش می دادیم
هر لحظه در وجود ما نیرویی تازه دمیده می شد، به طوری که در پایان درس خود را
پهلوانی شجاع حس می نمودیم. به طور کلی بیان درس در روحیات شاگردان اثر ویژه ای
داشت که از وصف آن عاجزم.